0%
1398/02/28 در ساعت 11:26:00

صمصامی: مبانی علمی نشان می‌دهد نرخ ارز اکنون باید ۴۳۰۰ تومان باشد

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست اسبق وزارت اقتصاد، بر مبنای تئوریهای علمی اقتصاد نرخ ارز، نرخ مناسب برای تبدیل دلار به ریال را «در حال حاضر» حدود ۴۳۰۰ تومان می‌داند.

صمصامی: مبانی علمی نشان می‌دهد نرخ ارز اکنون باید ۴۳۰۰ تومان باشد

در چند جلسه‌ای که خدمت شما بودیم، را دربارۀ بحث اختلاف نرخ تورم داخلی و خارجی بحث کردیم.

یکی از حضار: آقای دکتر؛ غیر از افراد اجرایی، برخی اساتید اقتصاد هم از این نظریه استفاده می‌کنند. می‌گویند محاسبات ما طبق تئوری «برابری قدرت خرید» نشان می‌دهد نرخ ارز باید 2 هزار تومان باشد یا برخی دیگر می‌گویند باید 7 هزار تومان باشد.

چون نظرات این عزیزان را تقریباً می­‌دانم هر دوی اینها اشتباه می‌کنند، من توضیح می‌دهم. نتیجۀ بحث را با آماری که اینجا دارم ارائه می‌کنم تا ببینیم با تکیه بر «نظریۀ برابری قدرت خرید» بخواهیم نگاه کنیم، نرخ دلار چقدر می‌شود؟

موضوع دیگری که بحث کردیم «بازار ارز» بود. دیدیم که بازار ارزی که در اقتصاد ایران وجود دارد به آن مفهومی که در مبانی علمی اقتصاد متعارف داریم بازار نیست. دیدیم که عرضه و تقاضای واردات و صادرات ما - که بازار ارز را شکل می‌دهد - نسبت به نرخ ارز حساس نیست و حاصل این است که در این حوزه بازاری شکل نمی‌گیرد. یک جلسه هم دربارۀ «بازار آزاد ارز» صحبت کردیم که مشخص شود ماهیت بازار آزاد چیست و بازیگران این بازار - عرضه‌کننده و تقاضاکننده - چه کسانی هستند. بحثی که باقی ماند این بود که خب، شما می‌گویید بازار آزاد نباشد، بازاری هم که نداریم در آن نرخ تعیین شود، پس باید چه کنیم؟ بر چه مبنا و چه منطقی باید نرخ تعیین کنیم و چگونه مدیریت و سیاست­گزاری کنیم؟ این موضوعی است که امروز می‌خواهیم به آن بپردازیم.

روشهای غلط محاسبه نرخ ارز

تئوری «برابری قدرت خرید» را به یاد دارید؟ گفتیم می‌گویند بر اساس این تئوری، نرخ برابری ارز برابر خواهد بود با:

Q=S.P*/P

و گفتیم بر اساس برابری قدرت خرید این Q (p نرخ ارز واقعی) برابر یک است، بنابراین S در اینجا به دست می‌آید:  

S=P/P*

این نرخی است که بر اساس «برابری قدرت خرید» به‌دست می‌آید؛ یعنی شاخص قیمت کالای داخلی، به شاخص قیمت کالای خارجی؛ بعد لگاریتم می‌گیرند:

Ln S = Ln P – Ln P*

� = Ṗ - Ṗ*

یعنی شما نرخ ارز را متناسب با تورم داخلی و خارجی کم کنید؛ یا به این معناست که تورم داخلی هر میزان افزایش یابد نرخ ارز هم باید به همان نسبت بالا ببرید. اما گفتیم بر اساس مبانی نظری، این نرخی نیست که در کوتاه‌مدت با نرخی که در بازار تعیین می‌شود تطابق داشته باشد و معمولاً در کوتاه‌مدت جواب درستی به ما نمی‌دهد. این را ما توضیح دادیم، به یاد دارید؟

خب؛ غیر از اینکه در کوتاه‌مدت جواب نمی‌دهد، ما اشکال مبنایی دیگری هم داریم؛ و آن اینکه آقایان سالی را به‌عنوان سال پایه در نظر می‌گیرند - مثلاً سال 92؛ به لحاظ علمی این که می‌گوییم سال پایه 92 یا 57 را برای محاسبۀ نرخ ارز، در نظر می‌گیریم، اشتباه است.

یک عده از آقایان می‌گویند نرخ ارز سال 92 چقدر بوده است؟ مثلاً 3200 تومان بوده است؛ بعد بر اساس تورم داخلی این را هر سال اضافه می‌کنند، تا سال 97 نرخی که به‌دست می‌آید حدود 8 هزار تومان - یعنی همان نرخی که تقریباً در بازار نیما وجود دارد - است. این یک نوع محاسبۀ دوستان است.

برخی دوستان دیگر می‌گویند چرا سال 92 را انتخاب کردید؟ ما سال پایه را 57 انتخاب می‌کنیم، دلار چقدر بوده؟ 7 تومان بود. با افزایش تورم تا سال 97، این نرخ 2 هزار تومان می‌شود.

من می‌خواهم بگویم هر دوی این روشها غلط است و هیچ مبنای علمی ندارد؛ مبنایی است که از خود درآوردند.

نظر جدید
شما هم نظر دهید: